خرید بک لینک
جایی نشستم که احساس نزدیکی دارم.احساس خیلی خیلی نزدیکیی. شک ندارم که صاحب این خونه صصدام رو میشننوه وو با یه للبخند بهم نگاه می کنه..یه لبخند رضایت از اومدنم.از بودنم.باورم نمیشه.خودشون دعوتم کردن.

برچسب: نویسنده: آناهیتا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:28

روز آخره و باید برگردم. زیارت وداع رو خوندم ..باید برم خونه ظرفها رو بشورم و چمدون رو ببندم...اما ....اما دلم نمی خواد....خیلی تشنمه ولی دلم نمی خواد برای خوردن آب از اینجا بیرون برم.اصلا دلم نمی خواد

برچسب: نویسنده: آناهیتا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:28

خیلی بده که جاهایی که باید خود خودت باشی بخوای اصلا نباشیخیلی بده جاهایی که خونت میدونی خونت نباشهخیلی بده توو جاهایی که فکر میکنی به اونجا تعلق داریی دلخوشیش نداشته باشیهمونقدر بد که انتظار داشته ب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:28

دارم کارای جدید میکنمالبته اگه این کمال گرایی سگ بیشعور بذاره....از اینکه عالی نیستم حالم از خودم به هم میخوره ....از اینکه لیسانسمو نگرفتم ....از اینکه نه میتونم خوب با بچه ها وقت بگذرونم نه برای خود

برچسب: نویسنده: آناهیتا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:28

به نام خدا

در حال ظرف شستن و در آشپزخانه

برچسب: نویسنده: آناهیتا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:28

سلام

من معمولا خارج از محدوده ی خودم هستم.یعنی هر چقدرم به خودم فشار میارم یهو میبینم اووووه کلی از محدوده خارج شدم. گاهی کاسه داغتر از آش گاهی لنگه پا یا جفت پا بیرون گلیم....

برچسب: نویسنده: آناهیتا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:28

صفحه بندی